تبلیغات
وب سایت اطلاع رسانی روستای منامن www.manaman.ir
زندگی نامه شهید بقیت اله عبادی منامن: نویسنده محمدرضا شادمنامن

هو الحق

آفتاب آرام آرام، از بلندای کوه بالا می آمد و زلف عنبرینش را در دامنه ی دشت ها و پهنه ی وسیع روستا می گسترد، نگاه خواب آلودش در مطلع صبحی دلنشین از روزنه ی پنجره های چوبی به اندرونی صمیمیت خانه ها نفوذ می کرد، با ترنّم لطیف ترین انوار گیتی گشوده می شد و صبح با دمیدن روح طراوت به کالبد اعجاز انگیز طبیعت روستا آغاز می گشت صدای گوسفندها و برّه های، شور و هیجان در کوچه های لبریز از سادگی به جریان می انداخت و زندگی همچون آبی زلال و گوارا در چشمه ی دل ها می جوشید و کدورت لحظه ها را می شست.

چاووش با لحنی الهی خودش نغمه، «هر که دارد هوس کرب و بلا  بسم الله» را می خواند قطرات باران با اشک چشمان بدرقه کنندگان زائرین کربلا هم نوا شده بود زائران با شور و شوق وصف ناپذیر از مردم وداع می کردند و التماس دعای آن ها را بجان دل می شنیدند کربلای یوسف جد بزرگ «شهید بقیت الله» یک از آن زائران بود او می رفت تا امام و مولایش حضرت سید الشهدا (ع) یاران شهیدش را زیارت کند و عقده دیرینه زیارت را با بوسیدن خاک کربلا باز کند و درد هجرانی را که در عمق وجودش ریشه دوانیده بود با کیمیای خاک وصال آن شفا دهد و غبار آستانه اش را کّحل دیدگانش سازد او رنج راه را که گاهی با سواری بر مرکب و گاهی با پای پیاده طیّ می کرد و چو جان عزیزش می داشت

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم               سر زنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور(دبوان حافظ)

او بعد از هموار کردن همه مرارت ها بر خود به سرزمین موعود کربلای عشق رسید.




ادامه زندگینامه شهید بقیت اله عبادی

مرتضی غلامی منامن سه شنبه 11 تیر 1392 - 12:13 ق.ظ نظرات()