تبلیغات
سایت منامنwww.manaman.ir
photo #1
photo #2
photo #3
photo #4
photo #5
photo #6
photo #7
photo #1
photo #2
photo #3
photo #4
photo #5
photo #6
photo #7
photo #4
photo #5
photo #6
photo #7
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم است گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب کاشوب در تمامی ذرات عالم است
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
Sunset on Koh Phangan island
Shortly before sunset
Good sculpture on Koh Samui island
That is such cute barmaid you can see here
  • شماره تماس 09373666003
  • فرا رسیدن ایام سوگواری سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را حضور تمام شیعیان جهان تعزیت و تسلیت عرض می نماییم....ایران نقش
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
  • لطفا جمله های مورد نظر خودتان را جایگزین بفرمایید.
  • می توانید به تعداد جمله ها اضافه نموده و یا تعداد جمله های مورد نظر را کمتر نمایید.
  • همچنین طولانی بودن جملات در این بخش محدودیتی نداشته و اسکرول مربوطه بصورت خودکار جملات را بگردش خواهد گذاشت.

لیست تماتم مطالب منامن

  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ

    نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است، از این نعمت افسرده و بیزار نباشید
    (نزهه الناظر،ص 81)
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب

    جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.
    (تحف العقول ، ص 247)
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    فَإنی لا أَرَی المَوتَ إلَّا السَّعادَةَ وَ الحَیاة مَعَ الظّالِمینَ إلّا بَرماًی

    به درستی که من مرگ را جز سعادت نمی بینم و زندگی با ستمکاران را جز محنت نمی دانم.
    (تحف العقول ، ص 245)
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    مُجالَسَةِ أهلِ الدِنَاءَة شَر، وَ مُجَالَسَةِ أَهلِ الفُسُوقِ ریبَة

    همنشینی با سفلگان و افراد پست ناپسند است و همدمی گناهکاران موجب بدبینی مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار است
    (بحارالانوار، ج75، ص 122)
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا

    کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت
    (مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69) (بحار الانوار، ج 44، ص 192 )
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.

    از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .
    (بحارالانوار،ج75،ص119)
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَةِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ

    آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.
    (الکافی،ج2،ص373)(الکافی،ج4،ص117)
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ

    بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است
    (التفسیر المنسوب الی الامام الحسن العسکری علیه السلام ص309)
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق

    رستگـار نمی شوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد.
    (بحارالانوار،ج 44،ص383)
  • امام حسین علیه السلام فرمودند:

    أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة

    هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع شود و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود.
    (کشف الغمة فی معرفة الائمه ج 2،ص 33)
جعبه حدیث


کدهای آهنگ مورد نظرتان را جایگزین نمایید

Read fullscreen

آخرین مطالب منامن

Recent Posts

موضوع مطالب منامن

Blog Categories

آرشیو مطالب منامن

Montly Archive

حدیث از امام حسین (ع)

Words of Imam Hussein

لحظه شمار

calendar

نویسندگان وب سایت منامن

Authors in this site

نوای سایت

site song - ali akbari

لینکهای مفیدمنامن

 گریه   

«چشم گریان،چشمه فیض خداست‏».گریستن بر ابا عبد الله الحسین‏«ع‏»ثواب بسیاردارد. (1) فرشتگان،پیامبران،زمین و آسمان،حیوانات صحرا و دریا هم بر عزاى حسین‏«ع‏» گریسته‏اند. (2)

اشگ ریختن،نشانه پیوند قلبى با اهل بیت و سید الشهدا است.اشك،دل راسیراب مى‏كند،عطش روح را بر طرف مى‏سازد و حاصل محبتى است كه نسبت‏به‏اهل بیت‏حاصل مى‏شود.همدلى و هماهنگى روحى با ائمه،ایجاب مى‏كند كه در شادى‏آنان شاد و در غمشان محزون باشیم.این نشان شیعه است كه‏«یفرحون بفرحنا و یحزنون‏لحزننا...» (3) قلبى كه مهر حسین‏«ع‏»را داشته باشد،بى شك به یاد مظلومیت و شهادت اومى‏گرید.اشك،زبان دل و شاهد عشق است.

آنچنان كز برگ گل،عطر و گلاب آید برون تا كه نامت مى‏برم از دیده آب آید برون رشته الفت‏بود در بین ما،كز قعر چاه كى بدون رشته،آب بى‏حساب آید برون؟ تا نسوزد دل،نریزد اشگ و خون از دیده‏ها آتشى باید كه خوناب كباب آید برون مهر تو شیرازه‏«ام الكتاب‏»خلقت است مشكل این شیرازه از قلب كتاب آید برون گر نباشد مهر تو دل را نباشد ارزشى برگ بى‏حاصل شود گل،چون گلاب آید برون (4)

گریستن در سوگ شهداى كربلا،تجدید بیعت‏با عاشورا و فرهنگ شهادت و تغذیه‏فكرى و روحى با این مكتب است و اشك ریختن،نوعى امضا كردن پیمان و قراردادمودت با سید الشهدا است.ائمه شیعه،گریستن بر مظلومیت اهل بیت و عزاى حسینى راتاكید كرده و شهادت اشك را بر صداقت عشق،پذیرفته‏اند.امام صادق‏«ع‏»فرموده است:

«نزد هر كس كه ما یاد شویم و چشمانش اشگ‏آلود شود،حتى اگر به اندازه بال مگسى‏باشد،خداوند گناهانش را مى‏بخشاید،هر چند چون كف دریا فراوان باشد.» (5) به گفته صائب:

در سلسله اشگ بود گوهر مقصود گر هست ز یوسف خبر،این قافله دارد

دستور امامان به گریستن بر امام حسین‏«ع‏»بسیار اكید است.امام رضا«ع‏»به ریان بن‏شبیب در حدیث مفصلى فرمود: «یابن شبیب!ان كنت‏باكیا لشى‏ء فابك للحسین بن على بن‏ابى طالب فانه ذبح كما یذبح الكبش...». (6) اگر بر چیزى گریه مى‏كنى،بر حسین بن على گریه‏كن،كه او را همچون گوسفند،سر بریدند.در حدیث دیگرى فرموده است:«محرم، ماهى‏است كه مردم دوره جاهلیت جنگ در آن را ناروا مى‏دانستند،ولى در این ماه،دشمنان،خون ما را بناحق ریختند و هتك حرمت ما نمودند و فرزندان و بانوان ما را به اسارت‏گرفتند و به خیمه‏هاى ما آتش زدند و غارت كردند و در كار ما، براى رسول خدا هیچ‏حرمتى را رعایت نكردند.روز حسین( عاشورا)پلكهاى ما را مجروح و اشگهایمان راجارى كرد و ما از سرزمین كربلا،گرفتارى و رنج‏به میراث بردیم.

پس باید بر كسى‏همچون حسین،گریه‏كنندگان بگریند،كه گریه بر او، گناهان بزرگ را هم فرو مى‏ریزد.» (7) خود امام حسین‏«ع‏»فرموده است:«انا قتیل العبرة،لا یذكرنى مؤمن الا بكى‏»، (8) من‏كشته اشكم،هیچ مؤمنى مرا یاد نمى‏كند مگر آنكه(بخاطر مصیبتهایم)مى‏گرید.امام‏سجاد«ع‏»بیست‏سال بر امام حسین علیه السلام گریست و هرگز طعامى پیش اونمى‏گذاشتند مگر آنكه گریه مى‏كرد. (9) به فرموده امام صادق‏«ع‏»:هر ناله و گریه‏اى ناپسند ومكروه است،مگر نالیدن و گریستن بر حسین علیه السلام:«كل الجزع و البكاء مكروه‏سوى الجزع و البكاء على الحسین‏». (10)

هم گریستن،هم گریاندن،هم خود را شبیه گریه‏كنندگان در آوردن(تباكى)پسندیده‏است و اجر دارد.این همه فضیلت كه براى گریه بر حسین‏«ع‏»بیان شده و اینكه اشك‏چشم،آتش دوزخ را فرو مى‏نشاند و غمگین شدن در سوگ شهیدان كربلا ایمنى از عذاب‏است،در صورتى است كه گناه و فسق و آلودگى انسان در حدى نباشد كه مانع رسیدن این‏فیض الهى گردد.اشگى كه مبین پیوند عاطفى و رابطه مكتبى و اتصال روحى با راه و فكرو خط ائمه و سید الشهداست،حتما زمینه‏ساز پرهیز از گناه مى‏گردد.به تعبیر شهیدمطهرى:«گریه بر شهید،شركت در حماسه او و هماهنگى با روح او و موافقت‏با نشاط اوو حركت اوست...امام حسین‏«ع‏»بواسطه شخصیت عالیقدرش،بواسطه شهادت‏قهرمانانه‏اش،مالك قلبها و احساسات صدها میلیون انسان است.اگر كسانى كه بر این‏مخزن عظیم و گرانقدر احساسى و روحى گمارده شدند،یعنى سخنرانان مذهبى،بتوانند ازاین مخزن عظیم در جهت هم شكل كردن و همرنگ كردن و هم احساس كردن روحها باروح عظیم حسینى بهره‏بردارى صحیح كنند،جهانى اصلاح خواهد شد.» (11) پس مهم، شناخت فلسفه گریه در راستاى احیاى عاشورا و زنده نگهداشتن مراسم حسینى وفرهنگ كربلاست،نه گناه كردن و آلودگى،به امید پاك شدن با چند قطره اشك!معلوم‏نیست كه دل و جان آلوده،آن همسویى را با امام داشته باشد كه با یاد مصائبش گریه كند.گریه درفرهنگ عاشورا،سلاح همیشه برانى است كه فریاد اعتراض به ستمگران رادارد.«اشك‏»،زبان دل است و گریه،فریاد عصر مظلومیت.رسالت اشك نیز پاسدارى از«خون شهید»است.امام خمینى‏«ره‏»فرمود:«هر مكتبى،تا پایش سینه‏زن نباشد،تا پایش‏گریه‏كن نباشد،تا پایش توى سر و سینه‏زن نباشد حفظ نمى‏شود...»، (12) «گریه كردن برشهید،نگهداشتن، زنده نگهداشتن نهضت است‏»، (13) «گریه كردن بر عزاى امام حسین،زنده‏نگهداشتن نهضت و زنده نگهداشتن همین معنى است كه یك جمعیت كمى در مقابل یك‏امپراطور بزرگ ایستاد...،آنها از همین گریه‏ها مى‏ترسند،براى اینكه گریه‏اى است كه گریه‏بر مظلوم است،فریاد مقابل ظالم است.» (14)

هر چند نیست درد دل ما نوشتنى از اشگ خود،دو سطر به ایما نوشته‏ایم (15)

اشگ،سر فصل محبت و مودت است و برخاسته از عشقى است كه خداوند در دلهاقرار داده كه نسبت‏به حسین بن على‏«ع‏»مجذوب مى‏شود.به فرموده رسول خدا«ص‏»:

«ان لقتل الحسین حرارة فى قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا». (16) براى شهادت حسین‏علیه السلام حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است كه هرگز سرد و خاموش نمى‏شود.

كدام عاشق در این ره در بلا نیست؟ كدامین دل شما را مبتلا نیست؟ اگر در سوگتان شد دیده نمناك اگر از عشقتان دل گشت غمناك گواه عشق ما این دیده و دل رساند«اشگ‏»و«غم‏»ما را به منزل كنون ماییم و درد داغدارى كنون ماییم و اشگ و سوگوارى هنوز اشگ عزا پیوسته جارى است رواق چشممان آیینه‏كارى است غدیر ما محرم دارد امروز محرم،بذر غم مى‏كارد امروز (17)

امروز هم،اشگ و گریه،رابط ما با حسین است و ما با شورى اشگهایمان،سر سفره‏محبت‏سید الشهدا نشسته‏ایم و نمك پرورده ابا عبد الله هستیم،از این رو،این مهر با شیرمادر در جان ما وارد شده و با جان هم به در مى‏شود.

 

اشك و عزادارى موجودات براى عزیز زهرا علیها‌السلام 

در روایات متعدد و اخبار بسیارى آمده هنگامى كه حضرت امام حسین علیه‌السلام به شهادت رسیدند و چراغ هدایت شكسته و كشتى نجات به دریاى خون نشست آسمان گریست و خون بارید و خورشید شفق‌گون شد و عالم وجودچهره، عزادار به خود گرفت.

آنچه فراروى شماست مختصر توضیحى است بر چگونگى عزادارى عالم وجود از انسان و جن و ملك وحیوانات و گیاهان و جمادات.

نخست باید گفت كه تمام ذرات این عالم حتى جمادات داراى درك و شعورند خاصیت اثرپذیرى و اثر بخشى دارند و این مطلب از جهت علمی، مسلم و از جهت آیات و روایات نیز روشن است به عنوان نمونه همین ضبط صوت یا فیلم و عكس، داراى گیرندگى و فرستندگى هستند كه صوت یا تصویر را بر روى خود جذب نموده و در شرائط خاصى تحویل می‌دهند یا سلولهاى هوا طورى هستند كه وقتى صدایى از انسان یا هر چیز دیگر تولید می‌شود آن را می‌گیرند و به یكدیگر تحویل می‌دهند و تا آنجا كه صدا می‌رسد دائماً‌ دسته‌اى سلولها،‌صوت را می‌گیرند و به سلولهاى بعدى می‌سپارند كه اگر این حالت گیرندگى و فرستندگى در سلولهاى هوا وجود نداشت هرگز صداى ما به هیچ جا نمی‌رسید و اصلا صوت تولید نمی‌شد.

دانشمندان گویند: تمام صداهاى تولید شده، در هوا موجودات و حتى اگر انسان بتواند دستگاهى بسازد كه قابلیت گرفتن و انعكاس صوت را داشته باشد می‌تواند تمام صداها و كلمات و صحبتهایى را كه قرنها پیش اتفاق افتاده است بگیرد و منعكس كند زیرا تمام آن اصوات در وجود هوا موجود و محفوظ و مضبوط است. و ذرات هوا آنها را در دل خود نگه داشته است. بنابراین جمادات نیز در میزان خودشان درك و فهمى دارند لكن اگر انسان دیده حق بین و ملكوتى داشته باشد می‌تواند بدون هیچ وسیله‌اى صداهاى ضبط شده بر جمادات را بشنود. آنان این صداها را درك كرده و بعد پس می‌دهند.

در آیه‌شریفه قرآن نیز به این حقیقت اشاره شده است:‌
« تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَـكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ [1]»
آسمانهاى هفتگانه و زمین و كسانى كه در آنها هستند همه تسبیح او می‌گویند و هر موجودى تسبیح و حمد او می‌گوید ولى شما تسبیح آنها را نمی‌فهمید.»
آری!‌كسانى كه پرده‌هاى حجاب دنیوى نمی‌تواند در برابر چشمان آنان مانعى ایجاد نماید به دیده‌اى ملكوتى می‌بینند آنچه را دیگران در نمی‌یابند و می‌شنوند آنچه را دیگران درك نمی‌كنند.
حضرت امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:
« انّا لنرى انّ تنقض الجدار هو تسبیحه[2],ما می‌بینیم صدایى كه از شكاف دیوار بلند می‌شود همان تسبیح اوست»
قرآن كریم:
« أَلَمْ تَرَأَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَن فِى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ[3]
آیا ندیدى تمام آنان كه در آسمانها و زمینند براى خدا تسبیح می‌كنند و همچنین پرندگان به هنگامى كه به فراز آسمان بال گسترده‌اند؟! هر یك از آنها نماز و تسبیح خود را می‌داند»
چنانچه از این آیه شریفه استفاده می‌شود هر چیز تسبیح خدا می‌گوید حتى پرندگان و حتى براى آنان نمازى هست كه خوب بدان آگاهند، به ذكر خدا و نماز مشغول می‌شوند.
حضرت اما صادق علیه‌السلام می‌فرماید:
« رسول خدا صلى الله علیه و آله نهى فرمودند از اینكه در صورت چهارپایان داغ و علامت گذارى كنند یا با تازیانه به صورت آنان بزنند چرا كه آنان تسبیح خدا و حمد الهى بجا می‌آورند.»[4]
و نیز آن حضرت فرمودند:‌
«هیچ پرنده‌اى در دریا یا خشكى شكار نمی‌شود و هیچ حیوان وحشى صید نمی‌گردد مگر اینكه تسبیح گفتن خویش را ضایع نموده است.»
البته گاهى به اعجاز،‌ گوش دیگران نیز صداى تسبیح و حالت ملكوت اشیاء را می‌شنود و درك می‌كند. چنانچه از ابن عباس نقل شده كه فرمانروایان حضرموت بر نبى اعظم اسلام صلى الله علیه و آله و سلم وارد شده گفتند: چگونه بدانیم تو رسول خدایی؟ آن حضرت یك كف از سنگریزه‌ها برداشته فرمودند:‌اینها شهادت می‌دهند كه من فرستاده خدایم در آن هنگام سنگریزه‌ها در دست حضرت،‌ تسبیح گفته و شهادت به رسالت آن جناب دادند. [5]
قرآن كریم درباره سنگها چنین می‌فرماید:‌
«... وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا ... وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ[6]
پاره‌اى از سنگها می‌شكافد و از آن نهرها جارى می‌شود و پاره‌اى ... و پاره‌اى از خوف خدا ( از فراز كوه) به زیر می‌افتد.»
آری!‌ سنگها نیز فهم و دركشان به حدى است كه از عظمت پروردگار خویش، خائف و هراسان‌اند.
پس اكنون اگر در تاریخ آمده كه جمادات در هنگام شهادت سید شهیدان علیه‌السلام گریستند جاى تعجب و انكار نیست كه آمده:‌چون شمر لعین سر مطّهر از بدن حضرتش جدا ساخت زمین لرزید و آسمانها تاریك شد و قطراتى از خون بارید و منادى از آسمان ندا كرد:‌ به خدا قسم امام فرزند امام كشته شد به خدا قسم حسین بن على بن ابیطالب كشته شد پس غبار غلیظ سیاهى برخاست كه باد سرخ به همراه داشت. هیچ چشمى و اثرى در آن دیده نمی‌شد. لشگریان گمان بردند عذاب نازل شده، ساعتى اوضاع،‌اینگونه بود و سپس رفع شد.
در خبرى آمده:
« لما قتل الحسین علیه‌السلام مطرت السماء مطراً كالدم احمرت منه البیوت و الحیطان[7]
هنگامى كه (حضرت امام) حسین علیه‌السلام كشته شده آسمان بارانى چون خون بارید كه خانه‌ها و دیوارها به وسیله آن سرخ شد.»
در خبرى دیگر آمده:
« انّ الشّمسَ كانت حَمراء كانَّها دم عبیط[8],خورشید چنان قرمز گشت كه گویى خون تازه است»
و در روایتى دیگر:
« انّه لمّآ مضى الحسین بكت علیه السموات السبع و ما فیهنّ‌ و الارضون السبع و ما فیهنّ و ما بینهنّ و ما ینقلب فى الجنة و النار من خلق ربنا و مایرى و ما لایرى الا البصره و دمشق و آل عثمان [9]
آن هنگام كه حسین(علیه‌السلام) به شهادت رسید هفت آسمان و آنچه در آن است و زمینهاى هفتگانه و هرچه در آنهاست و آنچه مابین آسمانها و زمین است و هر آفریده خدا در بهشت و جهنم و آنچه دیده می‌شود و آنچه دیده نمی‌شود بر او گریستند مگر بصره و دمشق و آل عثمان»
آری! غیر از این سیه روزان وارونه بختان كه به كشتن عزیز پیامبر، شادمان بودند، همه چیز محزون و گریان بود.
البته باید توجه داشت كه گریه هر چیزى به حسب حال و میزان خود آن چیز است. گریه جنّ و پرندگان و وحوش و هرچه چشم بینا دارد مانند گریه انسان است چنانچه در روایات آمده:
« بكت الانس والجنّ و الطیر و الوحوش على الحسین بن على علیه‌السلام حتى ذرفت دموعها [10]
انس و جن و پرندگان و حیوانات وحشى بر حسین بن على علیهما‌السلام گریستند كه اشكهاشان جارى شد.»
امیرالمومنین علیه‌السلام می‌فرماید:‌ « پدر و مادرم فداى حسین كه در پشت كوفه كشته می‌شود. به خدا قسم گویا می‌بینم كه وحوش،‌گردنهاى خود را بر قبر او كشیده و انواع حیوانات وحشى بر او گریه و عزادارى می‌كنند تا صبح شود پس اكنون كه چنین است مبادا شما جفا كنید»[11]
از روایات چنان می‌نماید كه فرشتگان نیز گریه می‌كنند ولى به گونه‌اى لطیف‌تر و نورانی‌تر و حوریان و غلامان عالم قدس نیز چنین‌اند.
و جهنم نیز گریست: « فتزفر جهنّم زفره »[12]
جهنم چنان شعله ور شد كه اگر خازنین آن مهیا نبودند و درهاى آن را محكم نگاه نمی‌داشتند دود و سیاهیش اهل دنیا را در كام خود می‌كشید و آنان را می‌سوزاند.»
ترسم جزاى قاتل او چون رقم زنند یكباره بر جریده‌ رحمت قلم زنند
و گریه دریاها به متلاطم شدن و بالا گرفتن امواج سهمگین آن و خورشید و ماه و ستارگان به خسوف و گرفتگى و سرخ فام شدن است و هر چیز به حساب خود گریه بر عزیز زهرا داشته و دارد.[13]
پس اى عزیز !‌بیا تا ما از جمادات و وحوش بیابان كمتر نباشیم بیا تا همسان با ذرات عالم وجود و هماهنگ با تمام آفرینش شویم. مبادا در ایام شهادت عزیز فاطمه علیها‌السلام حال ما حال انسانهاى بى درد و مهر و عاطفه و احساس باشد. نكند ما نیز چون آل امیّه و دودمان عثمان در ایام سوگوارى امام زمان علیه‌السلام مشغول تفریح و جشن و پایكوبى و سرور و شادمانى باشیم مبادا در این روزها و شبها به جاى نواى ملكوتى نوحه و صداى رثاء از خانه‌ها و اتومبیلهامان صداى موسیقى و آواز آوازه‌خوانان برخیزد. كه روز ظهور وارث عاشورا و كربلا و آخرین یادگار حضرت زهرا علیهاالسلام در پیشگاهش سرافكنده و شرمسار باشیم و در روز واپسین كه خوبان زیر لواى شفاعت رسول الله صلى الله علیه و آله و در سایه پرچم حضرت على مرتضى علیه‌السلام صف كشیده‌اند ما در صف سیه بختان بنى امیه و بنى امیه صفتان قرار گیریم، به خداى بزرگ پناه می‌بریم.
خداوندا از تو كمك می‌طلبیم ما را توفیق عنایت فرما كه از گریه كنندگان بر عزیز شهید كربلا و مظلومین آل رسول و ذریه پاك بتول علیهم‌السلام باشیم و آنچه براى بهترین عزاداران و نوحه سرایان او مقرر فرموده‌اى از كرم و احسانت به ما نیز عطا فرما!‌
« اللهّم عجّل لولیك الفرج واجعلنا من خیر شیعته و انصاره بحقّ محمّد و آله الطاهرین »


گریه براى امام حسین (علیه السلام) چرا؟

مى‏گویند اگر امام حسین (علیه السلام) روز عاشورا پیروز شد چرا آن روز را جشن نمى‏گیریم؟

چرا گریه مى‏كنیم؟ آیا این همه گریه در برابر آن پیروزى بزرگ براى چیست؟ گریه زبان صادق و طبیعى شوق و اندوه و درد و عشق یك انسان است. گریه تجلى طبیعى یك احساس و حالتى جبرى و فطرى از یك رنج، یك شوق یا یك اندوه مى‏باشد یكى از دانشمندان غرب مى‏گوید:

«انسانى كه هرگز نمى‏گرید و گریستن را نمى‏داند احساس انسانى را فاقد است».

مگر نه اشك زیباترین شعر و بى‏تاب‏ترین محبت و پر گدازترین ایمان و تب دار ترین احساس و خالصترین «گفتن» و لطیف ترین «دوست داشتن» است كه همه در كوره دل به هم آمیخته و ذوب شده و قطره‏اى گرم شده‏اند به نام اشك؟ مگر نه قلب، قالب اشك است و اشك در قلب شكل مى‏گیرد ولذا اشك شبیه قلب است:

اى بسا قلبهاى سوزانى

كه زبان راز آن نگوید باز

لیك آن دیدگان نورانى‏

راز دلداده مى‏كند ابراز

گریه ترجمان دل است مثلا كسى كه عزادار است و مرگ عزیزى قلبش را مى‏سوازند، باید گریه كند. وقتى كه دلش یاد از او مى‏كند و زبانش سخن از او مى‏گوید چشمش نیز با او همدردى مى‏كند مگر چشم از زبان صادقانه‏تر سخن نمى‏گوید؟!

از من مپرس كاتش دل درچه غایت است

از آب دیده پرس كه او ترجمان ماست‏

اشك چشم نشانه رقت قلب است كسى كه از صحنه دلخراش منقلب نمى‏شود تا اشك تأثر بریزد و نیز از حقیقت و جلوه زیبائى لذت نمى‏برد تا اشك شوق جارى گرداند از قلب سلیم و روح متعادل برخوردار نیست.

امیرمومنان على (علیه السلام) مى‏فرماید:

«خداوند متعال افرادى را كه به هنگام استماع قرآن تحت تأثیر قرار نمى‏گیرند و از شنیدن آیات مربوط به قیامت تعجب نمى‏كنند، و خنده مى‏نمایند، مورد سرزنش قرار مى‏دهد و مى‏فرماید : (تضحكون و لا تبكون)

و نیز فرموده: (بكاء العیون و خشیة القلوب من رحمة الله تعالى)(1)

چنانكه «جمود عین» و محروم بودن از اشك و گریه از خوف خدا نشانه قساوت قلب و شقاوت معرفى شده است.

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:

«من علامات الشقاء: جمود العین، قسوة القلب...» (2)

در مقابل، آن دسته از مومنانى كه بصیرتى روشن قلبى رؤوف و احساسى پاك و شفاف دارند در زبان قرآن كریم با جمله (یبكون و یزیدهم خشوعا) و (سجدّا و بكیّا) مورد ستایش قرار گرفته‏اند . قهرا این نوع افراد در برابر عظمت مردان خدا اشك شوق و به خاطر مظلومیت آنان هم اشك غم و اندوه از چشم خود جارى مى‏كنند.

 

نام حسین (علیه السلام) با گریه همراه است‏

آن گونه كه از متون اسلامى استفاده مى‏شود نام حسین (علیه السلام) با گریه و ناله آمیخته است و قبل از شهادتش پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله) و امیرالمؤمنان على (علیه السلام) و مادرش فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بر او گریسته‏اند. طبق رویات فراوانى، چون حضرت حسین (علیه السلام) تولد یافت جبرئیل به رسول خدا (صلى الله علیه و آله) نازل شد و خبر شهادت آن نوزاد را به پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله) و پدر و مادرش داد و آنان از همان ایام براى حسین (علیه السلام) گریستند. طبق روایتى كه از عایشه نقل شده است حسین (علیه السلام) كودك خردسال بود كه وارد خدمت پیامبر گردید همان موقع جبرئیل به پیامبر اكرم (صلى الله علیه و آله) ابلاغ كرد: زمانى نمى‏گذرد كه این كودك را افرادى از امت تو در سرزمین «طف» از خاك عراق به قتل مى‏رسانند «فبكى رسول الله (صلى الله علیه و آله)» اما جبرئیل افزود: «لا تبك، فسوف ینقم الله منهم، بقائمكم اهل البیت (3) «گریه نكن در آینده خداوند به وسیله قائم اهل بیت از آنها انتقام مى‏گیرد».

«ابن عباس» مى‏گوید به هنگام رفتن به «صفین» من همراه امیر مؤمنان على (علیه السلام) بودم چون در كنار شط فرات به «نینوا» وارد شد، امام (علیه السلام) با صداى بلند گریست و فرمود: اى پسر عباس این محل را مى‏شناسى؟ گفتم: نمى‏شناسم اى امیرمؤمنان. فرمود اگر اینجا را مثل من مى‏شناختى هرگز از اینجا رد نمى‏شدى مگر این كه مثل من گریه سر مى‏دادى ابن عباس گفت: «فبكى طویلا حتى اخضلّت لحیته و سألت الدموع على صدره وبكینا معا»: «آن حضرت گریه مفصلى كرد به طورى كه اشك از روى محاسن او جارى شد ما هم همصدا با على (علیه السلام) گریه سردادیم». بعد امام ادامه داد: واى، من با آل ابوسفیان چه كرده‏ام، سپس افزود: در این سرزمین كه (كرب و بلا نامیده مى‏شود) هفده نفر از فرزندان من و فاطمه به شهادت مى رسند و مدفون مى‏گردند(4).

طبق روایت امام صادق (علیه السلام) روزى فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به محضر رسول خدا (صلى الله علیه و آله) وارد شد و آن حضرت را گریان دید ازعلت گریه‏اش پرسید؟ رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود: جبرئیل به من خبر داد كه حسین (علیه السلام) را گروهى از امت من به قتل مى‏رسانند! فاطمه (علیه السلام) نیز از شنیدن این خبر به شدت گریست ولى وقتى ازمقام بلند فرزندش به خاطر شهادت آگاه گردید آرامش و تسكین یافت (5)

داستان گریه و عزادارى پس از شهادت آن حضرت از سوى امامان (علیه السلام) داستانى مفصلى است كه به ذكر چند مورد اكتفا مى‏كنیم:

امام سجاد (علیه السلام) كه خود در كربلا شاهد مصائب دلخراش امام حسین علیه السلام و یاران با وفایش بود پس از واقعه عاشورا تا زمانى كه در قید حیات بود این واقعه سوزناك را فراموش نكرد و همیشه گریه و سوگوارى نمود او هر وقت مى‏خواست آب بنوشد تا چشمش به آب مى‏افتاد اشك از چشمانش سرازیر مى‏شد وقتى علت این كار را مى‏پرسیدند مى‏فرمود چگونه گریه نكنم درحالى كه یزیدیان آب را براى وحوش و درندگان آزاد گذاشتند ولى آن را به روى پدرم بستند و او را با لب تشنه كشتند. مى‏فرماید هر وقت كشته شدن فرزندان فاطمه (علیه السلام) رابه یاد مى‏آورم گریه گلویم را مى‏گیرد. وقتى هم افرادى وى را دلدارى مى‏دادند، مى‏فرمود: «كیف لا أبكی؟ و قد منع أبى من الماء الذى كان مطلقا للسباع والوحوش» (6)

امام سجاد (علیه السلام) درعزاى پدر مظلوم خویش به حدى گریست كه اورا یكى از بكّائون پنج گانه تاریخ لقب دادند (7) وقتى راز آن همه گریه را از آن حضرت مى‏پرسیدند، مصائب جانگداز كربلا را بازگو مى‏كرد ومى‏فرمود: مرا ملامت نكنید، یعقوب، پس از آن كه یك فرزند خود را از دست داد آنقدر گریست تا از غصه چشمهایش سفید شد در حالى كه یقین به مرگ فرزندش نداشت.

از فراق روى یك یوسف اگر یعقوب سوخت

هجر هفتاد و دو یوسف كرده خونین دل مرا

در حالى كه من به چشم خود دیدم كه در یك نیمروز چهارده نفر از اهل بیت مرا سر بریدند انتظار دارید داغ آنها از دلم بیرون برود؟!(8)

او نه تنها در ماتم پدر بزرگوارش اشك مى‏ریخت بلكه مومنان را نیز ترغیب به گریستن در عزاى آن مظلوم مى‏كرد: «ایما مومن دمعت عیناه لقتل الحسین حتى تسیل على خده بواه الله بها فى الجنة غرفا یسكنها احقابا»(9).

«هر مؤمنى كه بر شهادت حسین (علیه السلام) آن قدر بگرید كه اشك بر گونه‏اش جارى شود خداوند براى او غرفه‏هائى در بهشت آماده مى‏سازد كه تا ابد در آن اقامت خواهد كرد.»

امام باقر (علیه السلام) براى امام حسین (علیه السلام) اشك مى‏ریخت و به هركس هم در خانه او بود دستور مى‏داد گریه كند. و در منزل آن حضرت مجلس عزا و سوگوارى براى امام حسین (علیه السلام) تشكیل مى‏گردید و حاضران مصیبت آن حضرت را به هم تسلیت مى‏گفتند (10).

«عبد الله بن سنان» مى‏گوید: در روز عاشورا به حضور امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شدم آن حضرت را رنگ پریده و بسیار غمگین و گریان یافتم، علت آن را از امام پرسیدم، فرمود : امروز عاشوراست و در چنین روزى جد ما امام حسین (علیه السلام) شهید شده است (11) .

امام صادق (علیه السلام) به «ابو هارون مكفوف» دستور داد مرثیه بخواند آنگاه كه وى مرثیه خود را آغاز نمود متوجه شد امام (علیه السلام) سخت گریه مى‏كند و زنانى كه پشت پرده بودند همینكه صداى گریه امام صادق (علیه السلام) را شنیدند آنها نیز صداى خود را به گریه و شیون بلند كردند؛ بعد امام فرمود: «من انشد فى الحسین شعرا فبكى وابكى عشرا كتب له الجنه» (12). «هر كس در مصیبت حسین (علیه السلام) شعر بگوید و گریه كند وده نفر را بگریاند بهشت بر او نوشته مى‏شود».

امام رضا (علیه السلام) مى‏فرماید: روش پدرم امام موسى بن جعفر (علیه السلام) این بود كه هرگاه ماه محرم مى‏رسید پیوسته غمگین بود تا دهه عاشورا سپرى شود روز عاشورا روز گریه و ماتم او بود و مى‏فرمود: «هو الیوم الذى قتل فیه الحسین» (13).

امام رضا (علیه السلام) فرمود محرم ماهى است كه اهل جاهلیت در آن ماه جنگ و خونریزى را حرام مى‏دانستند ولى دشمنان در آن ماه خون ما را ریختند حرمت ما را شكستند زنان و فرزندان ما را به اسارت گرفتند و به خیمه‏هاى ما آتش زدند اموال ما را غارت نمودند و حرمت رسول خدا را در حق ما رعایت نكردند.

«ان یوم الحسین اقرح جفوننا و أسبل دموعنا و أذل عزیزنا بأرض كربلا .... على مثل الحسین (علیه السلام) فلیبك الباكون، فان البكاء علیه یحط الذنوب العظام.»(14)

«كشته‏شدن امام حسین (علیه السلام) اشكهاى ما را ریزان و پلكهاى چشمان ما را مجروح و در كربلا عزیز ما را ذلیل كرد... گریه كنندگان باید بر حسین (علیه السلام) گریه كنند . گریه بر او گناهان بزرگ را مى‏ریزد».

امام رضا (علیه السلام) به «ریان بن شبیب» فرمود: «ان كنت باكیا لشى‏ء فابك للحسین بن على فانه ذبح كما یذبح الكبش و قتل معه من أهل بیته ثمانیة عشر رجلا ما لهم فى الارض شبیهون...».

«اگر بخواهى به چیزى گریه كنى بر حسین بن على (علیه السلام) گریه كن زیرا سر آن حضرت را مثل سر گوسفند بریدند و با او هجده مرد از اهل بیتش كشته شدند كه در دنیا بى نظیر بودند».

سپس به «ابن شیب» فرمود: «اگر دوست دارى در درجه‏هاى بلند بهشت با ما باشى، غمگین باش از براى غمگینى ما و شاد باش از براى شادمانى ما».(15)

حتى به موجب بعضى از روایات امام زمان (عج) نیز مدام بر سید الشهداء اشك مى‏ریزد و مى‏گوید :

«اى جد بزرگوار! روزگار مرا به تأخیر انداخت و نتوانستم به یارى تو بشتابم وبا دشمنانت پیكار كنم در عوض: «فلاندبنك صباحاً و مساءً و لأبكین لك بدل الدموع دما حسرة علیك. ..»(16) «هر صبح و شام بر مصائب تو گریه مى‏كنم، اگر اشك چشمم تمام شود، به جاى آن خون مى‏گریم».

حتى به موجب روایات فراوانى كه نقل شده است، همه كس و همه چیز خورشید و آسمان و زمین و فرشتگان روز عاشورا بر آن حضرت گریه مى‏كنند .(17)

شاعر پر شور «فؤاد كرمانى» با استفاده از این روایات چنین سروده است:

تا ندا كرد ولاى تو، در اقلیم الست‏

بهر لبیك فدایت، دو جهان پر زداست‏

كشته شد عالم دهرى، چو تو در عالم دهر

دهر تا روز قیامت شب اندوه و عزاست‏

در غمت اعین واشیاء همه از منطق كون‏

هر یكى مویه كنان بر دگرى نوحه گر است‏

رفت بر عرشه نى تا سرت اى عرش خدا

كرسى و لوح وقلم بهر عزاى تو بپاست‏

منكسف گشت، چو خورشید حقیقت به جمال‏

گر بگریند زغم دیده ذرات رواست.(18)

موضوع قابل توجه این است كه «عبد الله بن فضیل هاشمى» از امام صادق (علیه السلام) سوال مى‏كند: چرا روز عاشورا این چنین روز مصیبت وغم واندوه وعزادارى گردید؟ اما روز وفات پیامبر اكرم وامیرمؤمنان و فاطمه زهرا و امام مجتبى (علیه السلام) كه با زهر مسموم شد این چنین نشد؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «ان یوم الحسین أعظم مصیبة من جمیع سایر الایام... فكان ذهابه كذهاب جمیعهم ...»(19)

روز حسین ـ عاشورا ـ از لحاظ مصیبت از تمام روزها عظیم‏تر است... زیرا حسین (علیه السلام) تنها باقى مانده اصحاب پنج گانه كساء است كه رفتن او، مثل رفتن همه آنهاست».

روز عاشورا مصائبى بر خاندان رسالت وارد شد كه در خاطره هیچ آفریده‏اى خطور نكند و قلم را تاب نوشتن نباشد، چه جالب گفته است:

فاجعة ان اردت اكتبها

مجملة ذكرة لمدكر

«مصیبتى بزرگ كه اگر بخواهیم آن را به نحو اقتصار براى یاد آورى یاد كننده‏اى بنویسم» .

جرت دموعى فحال حائلها

ما بین لحظ الجفون و الزبر

«به یقین اشك روانم بین چشم من واوراق كتب حایل آید»

و قال قلبى بقیا على فلا

و الله ما قد طبعت من حجر

«دلم گفت به من رحمى كن، به خدا سوگند من از سنگ آفریده نشده‏ام».

بكت لها الارض و السماء دما

بینهما فى مدامع حمر(20)

«بر آن فاجعه زمین و آسمان و آنچه ما بین آندواست اشك خون گریست».

غرض، روز عاشورا روز مصیبت واندوه و گریه براى خاندان رسالت و شیعیان آنهاست. تنها بنى امیه دشمنان اهل بیت بودند كه آن روز را روز مبارك و سرور و خوشحالى مى‏دانستند.

چنانكه در زیارت عاشورا مى‏خوانیم:«اللهم ان هذا یوم تبركت به بنو امیه»«خدایا این روز، روزى است كه آن را بنى امیه مبارك ومیمون دانستند». در فراز دیگرى مى‏خوانیم: «هذا یوم فرحت به آل زیاد وآل مروان بقتلهم الحسین...». «و این روزى است كه آل زیاد و آل مروان به خاطر این كه حسین را كشتند به آن مسرور شدند.»

خلاصه در باب عزا و ماتم سید الشهداء فرزند دلبند حضرت زهرا و على مرتضى (علیهم السلام) روایات فراوانى از ناحیه رسول خدا و ائمه معصومین (علیهم السلام) وارد شده كه روز عاشورا، روز مصیبت وحزن اهل بیت وشیعیان ایشان مى‏باشد به اعتبار همین روایات باید روز عاشورا غمگین وحزین بود در روایتى مى‏فرماید:

«هركه یاد كند مصیبت ما را و بگرید وبگریاند مردم را، در روز قیامت در درجه‏هاى ما خواهد بود و هركه مصیبت مارا یارى كند و گریه كند، چشم او در روزى كه چشمها همه بگریند، نگرید و هر كه در مجلسى بنشیند ودین ما را احیاء نماید، دل او نمیرد در روزى كه دلها همه بمیرند .»(21)

بنابراین اگر كسى روز عاشورا روز جشن وسرور بداند یقینا او مانند بنى امیه دشمن اهل بیت است. پس این كه سران صوفیه را روز شادى و سرور و جشن مى‏دانند، بدون شك دشمن اهل بیت هستند و لو این كه ادعاى دوستى بكنند. چنانكه «شیخ عبد القادر گیلانى» روز جانگداز عاشورا را روز فرح و شادى قلمداد كرده گفته است: «روز عاشورا هرگز روز مصیبت نمى‏باشد، روز جشن وشادى است و بر مردم لازم و واجب است كه در این روز براى اهل و عیال خود هدایایى تهیه كنند و آنها را به گردش و تفریح ببرند و آنها را با خوشگذرانى سرگرم سازند». (22)

پس این مسلم است كه گریه بر امام حسین (علیه السلام) عنوان شرعى دارد و از عبادات بزرگ شمرده مى‏شود و در حقیقت دیده گریان و دل اندوهگین بر مصائب اهل بیت، شعار شیعه است .

به قول یكى از شعراى عرب‏

لك عندى ما عشت یا ابن رسو

ل الله حزن یفى بحق ودادى‏

ناظر بدموع غیر بخیل

وحشى بالسلو غیر جواد

«اى پسر پیامبر خدا در پیش من از براى تو تا زنده‏ام اندوهى است حق مودت را به جاى مى‏آورد دیده‏ام از ریزش اشك دریغ نمى‏ورزد و درونم از رنج و غم تسلى نمى‏یابد.»

 

انواع گریه‏ها

گریه انواعى دارد كه همه انواع آن در شأن امام حسین (علیه السلام) نیست، حال باید ببینیم چه نوع گریه شایسته امام است:

1 ـ گریه از روى خوارى ودرماندگى:چنین گریه‏اى، گریه افراد ضعیف وناتوانى است كه از رسیدن به اهداف خود وامانده‏اند و روح و شهامتى براى پیشرفت در خود نمى‏بینند مى‏نشینند و عاجزانه گریه سر مى‏دهند. هرگز براى امام حسین (علیه السلام) چنین گریه‏اى نباید كرد و آن حضرت از این نوع گریه بیزار و متنفر است.

2 ـ گریه عجزو زبونى: چنین گریه‏اى، گریه افرادى است كه از روى عجز و زبونى در اثر ناكامى واحیانا ستم شخصى یا جریان نامناسبى به ورشكستگى افتاده و براى خود احساس خطر مى‏كنندو راه چاره را در گریه مى‏جویند به قول صائب تبریزى:

گریه شمع از براى ماتم پروانه نیست‏

صبح نزدیك است و در فكر شب تار خود است.

مسلما این نوع گریه هم مناسب شأن امام نیست.

3 ـ گریه بر اموات: كسى عزیز خود را از دست مى‏دهد و بر فقدان او گریه مى‏كند یا به این جهت گریه مى‏كند كه آن فقید در زندگى او موثر بوده و به آینده خود نگران است در این صورت به حال خود گریه مى‏كند و یا این كه به نیكیهاى او اشك مى ریزد این نوع گریه هم در شأن امام نیست.

4 ـ از روى رحم و رأفت یا گریه‏هاى عاطفى: قلب انسان هنگامى كه در برابر حادثه دلخراشى همانند اشك یتیمى، یا بیمار دردمندى یا شخص فقیر و تهیدستى و ... قرار مى‏گرید، متأثر مى‏شود چه بسا اشك مى‏ریزد. رسول خدا (صلى الله علیه و آله) هنگامى كه فرزند خردسال خود ابراهیم را از دست داد ودر قبرسان بقیع به خاك سپرد براى آن كودك آن قدر گریه كرد كه اشك بر محاسنش جارى گردید به آن حضرت گفته شد: اى رسول خدا تو دیگران را از گریه منع مى‏كردى حال خود این چنین بى‏تابى مى‏كنى؟! آن حضرت فرمود: «لیس هذا بكاء غضب انما هذا رحمة و من لا یرحم لا یرحم» (23) «این گریه از روى خشم و نارضایتى نیست بلكه گریه رحمت و رافت است و هركس رحم نكند مورد رحمت قرار نمى‏گیرد.»

واقعه خونین كربلا دل را مى‏سوزاند وقلب وعاطفه هر انسانى را به جوش وخروش مى اندازد از این نظر این حادثه یك جنایت ویك مصیبت است و شاید در دنیا مشابه چنین جنایتى پیدا بشود و گریه كنندگانى هم داشته‏باشد. گریه از روى رحم و رأفت یك امر طبیعى است. هر انسانى به هنگام مشاهده یك منظره دلخراش متأثر مى‏شود و اشك مى‏ریزد چنانكه دشمنان امام حسین (علیه السلام) روز عاشورا بر حال آن حضرت مى‏گریستند. آنجا كه اهل كوفه از دیدن وضع دلخراش اسراء بناكردند گریه و زارى كردن. امام سجاد (علیه السلام) فرمود: «اتنوحون و تبكون من اجلنا؟؟! فمن ذا الذى قتلنا؟».(24)

پس گریه از روى رحم و رأفت نیز چندان مناسب نیست. امام حسین (علیه السلام) از شیعیان خود این نوع گریه را نخواسته است.

5 ـ غم و اندوه: گریه از روى غم واندوه نیز یكى از گریه‏هاى طبیعى انسان است كه به هنگام از دست دادن عزیزى یا به خاطر از دست دادن مقام و موقعیتى ویا به خاطر گرفتارى به مصیبتى، غم و اندوهى به انسان دست مى‏دهدو براى این كه دل خود را سبك كند گریه سر مى‏دهد و این نوع افراد كه دلشان شكسته است به هنگام سوگوارى امام حسین (علیه السلام) بیش از همه گریه مى‏كنند چه بسا از شدت گریه غش كنند ولى آیا این نوع گریه را مى‏توان به حساب امام حسین (علیه السلام) گذاشت؟ هرگز نه.

6 ـ گریه جدائى و فراق: نوع دیگر گریه، گریه فراق است كه به خاطر دورى و جدائى از عزیزى حالت گریه به انسان دست مى‏دهد امام حسن مجتبى (علیه السلام) به هنگام جان دادن، بى‏تابى مى‏كرد. بعضى از عیادت كنندگان از علت آن پرسیدند امام مجتبى با صداى ضعیف فرمود: براى دو چیز گریه مى‏كنم: هول مطلع، فراق دوستان.(25)

پر واضح است كه گریه بر امام حسین و شهیدان كربلا از این نوع گریه نیست.

7 ـ گریه‏هاى شوق گریه‏هاى لایق حسین (علیه السلام): گریه شوق گریه مادرى است كه از دیدن فرزند دلبند گمشده خویش پس از چندین سال سرزده مى‏شود و از شوق گریه مى‏كند. قسمت زیادى از حماسه‏هاى كربلا شوق آفرین و شور انگیز است وبه دنبال آن سیلاب اشك شوق به خاطر آن همه رشادتها فداكاریها شجاعتها آزادمردیها و سخنرانیهاى آتشین مردان و زنان به ظاهر اسیر، بى اختیار از دیدگان شنونده سرازیر مى‏گردد، آیا این گریه دلیل بر شكست است؟!

8 ـ گریه پیوند هدف: گاهى قطرات اشك پیام‏آور هدفهاست، آنها كه مى‏خواهند بگویند با مرام امام حسین (علیه السلام) همراه و با هدف او هماهنگ و پیرو مكتب او هستیم، ممكن است این كار را با دادن شعارهاى آتشین، یا سرودن اشعار و حماسه‏ها ابراز دارند، اما گاهى ممكن است آنها ساختگى باشد ولى آن كسى كه احیانا با شنیدن این حادثه جانسوز قطره اشكى بریزد، صادقانه تر این حقیقت را بیان مى‏كند این قطره اشك اعلان وفادارى به اهداف مقدس یاران امام حسین و پیوند دل و جان با آنهاست مسلماً این نوع گریه بدون آشنایى با متعالى او ـ ممكن نیست.(26)

پس گریه بر حسین (علیه السلام) اشك ریختن بر مرده نبوده و از روى خوارى ودرماندگى وعجز وزبونى، غم و اندوه نیز نمى‏باشد بلكه آن فقط دلیلى است كه نداى حق طلبان را به گوش جهانیان رسانیده و زنگ خطر را براى باطل و اهل آن صدا درمى‏آورد و صاعقه‏هائى است كه بر روى سر سركشان و ستمگران در هر زمان و در هر مكان فرو مى‏ریزد وشاهد صادق و گواه زنده‏اى است از اخلاص در راه حق و دشمنى با بیداد و ستم و بزرگداشتى است براى فداكارى و حق ودلیرى وانجام وظیفه ونهراسیدن از مرگ و تكریمى است براى امتناع از قبول ظلم و شكیبائى درمحنت و سختیها.

به قول علامه مغنیه: كسانى كه درمجالس تعزیه مى‏خوانند:

لا تطهر الأرض من رجس العدا ابداً

ما لم یسل فوقها سیل الدم العرم (27)

«روى زمین از پلیدى دشمنان پاك نخواهد شد تا زمانى كه بر روى آن سیل در هم شكننده خون روان نگردد».

غرض، شیعیان بر امام حسین (علیه السلام) از روى خوارى ودرماندگى نمى‏گریند، بلكه از اشك دیده خویش سرود حماسه مى‏سازند و با آه و حسرت خود بانگ حق وعدالت رابه گوش جهانیان مى‏رسانند:

همین نه گریه بر آن شاه تشنه لب كافى است‏

اگر چه گریه، بر آلام قلب تسكین است.

ببین كه مقصد عالى وى، چه بود اى دوست‏

كه درك آن، سبب عز و جاه و تمكین است‏

زخاك مردم آزاده، بوى خون آید

نشان شیعه و آثار پیروى، این است (28)

«ماربین» مورخ آلمانى مى‏گوید: «هیچ چیز مانند عزادارى حسین نتوانست حس سیاسى در مسلمانان ایجاد كند.»(29)

اى اشك ماتمت به رخ ملت آبرو

وى از طفیل خون تو، اسلام سرخ رو

دین را تو زنده كردى و خود، كشته گشته‏اى‏

وین یافته ز فیض تو، دین نبى علوّ

گر آب را به روى تو بستند كوفیان‏

آوردى آب رفته اسلام را به جو (30)

قطره‏هاى اشكى كه شیعه در ماتم امام حسین (علیه السلام) و یارانش مى‏ریزد عهد و پیمانى است با قطره‏هاى خون شهداى كربلا كه با لب تشنه و محروم از «قطره‏هاى آب» بر سر احیاى دین و ارزشهاى راستین مكتب جان باختند. و این اشك‏ها این نهضت الهى را به جانها پیوند زده وجاوان ساخته است. و این بسیار ساده‏اندیشى است كه كسى تنها توجیهى عاطفى براى این گریه‏ها داشته باشد چرا كه داغ، هر قدر هم شدید باشد، بالاخره گذشت زمان از حرارت آن مى‏كاهد درحالى كه عزادارن حسینى از اول عمر تا آخر عمر پس از گذشت قرنها با شور و شوق و حرارت بیشتر در سوك سید الشهداء مى‏گریند. اگر این گریه‏ها تنها جنبه عاطفى داشت مسلما به مرور زمان حادثه عاشورا از خاطره‏ها محو مى‏شد و یا ازطراوت ونشاط آن كاسته مى‏گردید .

9 ـ گریه كردن براى از دست دادن چیزى و یا تحمل دردى: انسان زمانى گریه مى‏كند كه چیزى را از دست بدهد یا دردى را متحمل بشود. پس عامل عمده گریه (سواى شوق و چند مورد نادر) درد و فقدان منفعت است ما وقتى از چیزى نفع مى‏بریم به مجرد از دست دادن آن گریه سر مى‏دهیم و یا دردى به ما روى مى‏كند ناله مى‏كنیم.

در روایات مى‏خوانیم كه همه چیز بر حسین (علیه السلام) گریه كردند ماه و ستارگان و خورشید شن‏هاى بیابان و حتى بادى كه مى‏وزید و حتى الحوت فى البحر،چرا؟ شن بیابان چرا گریه كرد؟ ماهیان دریا چرا سوگوارى كردند؟ ماه و ستارگان وخورشید چرا تار شدند و بى تابى كردند؟ مسلما آنا به ظاهر متحمل دردو رنجى نشدند چون تیر و خنجرهائى كه بر آن پیكر شریف وارد مى‏شد دردش برخورشید و ماهیان دریا نمى‏رسید پس چرا آنان گریه كردند و آن هم بكاء شدیدا پس حتماً آنها متضرر گردیدند و ازچیزى كه نفع مى‏بردند بى نصیب شدند و منفعتى را از دست دادند و آن منفعت چیست ؟چه چیزى بالاتر از امامت! همه از امام نفع مى‏برند و از فقدانش رنج مى‏بینند و متضرر مى‏شوند امام قطب و قلب عالم است وهركه در عالم است در سایه اوست وقتى او را از ست مى‏دهند متحمل رنج و به دنبال این رنج صاحب درد مى‏شوند این است كه آن موجوداتى كه ناپاكى بر آنان رخنه نكرده و نمى‏تواند بكند، (مثل شن‏هاى بیابان، ماهیان دریا و ...) بر او مى‏گریند و آلوده‏ها از انس وجن از فقدان چنین ذى نفعى بیخبر مى‏مانند و شادى مى‏كنند، و این است تفسیر آن حدیثى كه مى‏فرماید براى حسین (علیه السلام) در قلب مؤمنان حرارتى است كه ... مؤمنان اگر هم ذكر مصیبتى نشنوند، چون متوجه از دست دادن قطب و محور عالم هستند ناله مى‏كنند...

مرحوم علامه مغنیه مى‏گوید: كسى گفت: آیا شیعه‏ها جز گریه واشك راه دیگرى ندارند كه بدان محبت خویش را به اهل بیت (علیه السلام) بیان نمایند؟ گفتم:

«آرى شیعیان علاوه بر گریه براى این كه مودت قلبى خود را براى اهل بیت به ثبوت رسانند به راههاى گوناگونى متوسل مى‏شوند از جمله درود و تحیت بر اهل بیت تقدیم داشته و از فضائل ایشان در مجالس و محافل سخن رانده وبه سوى اماكن مقدس آنها بار سفر بسته و به ضریح‏هاى شریف آنان تبرك مى‏جویند».(31)h}

چرا حسین (علیه السلام) فراموش نمى‏شود؟

مى‏گویند: شما در عصر فضا و اتم زندگى مى‏كنید آنگاه بر كسى اشك مى‏ریزد كه صدها سال پیش در گذشته است وبر مزارهایى سفر مى‏نمایید كه چیزى جز صخره و سنگ نمى‏باشد؟!

در پاسخ مى‏گوئیم:«چنانكه گفته‏اند: «بعد زمان» را در «ابدیت» اثرى نیست ابدیت را در ماوراى زمان ـ در عرصه‏اى برتر از زمان ـ حكومت است ابدیت همیشگى است. جاودانان رهبران بزرگ بشریت به ابدیت تعلق دارند، از اینرو قرنها نیز در طول حیات معنوى آنان، مفهوم متداول خود را از دست مى‏دهند(32)

حسین بن على (علیه السلام) از زمره جاودانان از رهبران بزرگ بشریت است سخن از وى سخن از تاریخ نیست سخن روز است. سخن از ابدیت است سخن از همیشگى خروشان و شكوفا و پر فروز است.

این زنده جاوید نزدیك چهارده قرن ـ به حساب تاریخ ـ پس از مرگ جسمانیش همچنان امروز نیز بر دلها حكومت مى‏كند و هنوز پرتو وجودش نه تنها در حیات ما بلكه در حیات جهان معاصر ودر عصر فضا و اتم «حوادث بى نظیر» ایجاد مى‏كند وبه صورت یكى از «شور انگیزترین حماسه‏هاى تاریخ بشریت» در آمده و همه ساله نیرومندترین امواج احساسات میلیونها انسان را در اطراف خود بر مى‏انگیزد و مراسمى پرشورتر و هیجان انگیزتر ازهر مراسم دیگر به وجود مى‏آورد .

راستى چرا به این حادثه تاریخى ـ كه شاید در تاریخ مشابه فراوان دارد ـ اهیمت داده مى‏شود؟ ! چرا مراسم بزرگداشت این خاطره هر سال پرشكوهتر و پرهیجان‏تر از سال پیش برگزار مى‏گردد؟ این همه تعظیم و تكریم و سپاس این همه سوز و گداز پس از چهارده قرن، آخر براى چیست؟ آن را چه معنائى است؟!

حقیقت این است كه این زنده جاوید پس از قرنها، همچنان بر قلبهاى انسانهاى آزاده قدرتمندانه حكومت مى‏كند ودر جامعه «موج معنوى» ایجاد مى‏نماید. حتى هنوز هم به طور عمیق یك قدرت محرك معنوى ویك نیروى كنترل اجتماعى بزرگ به شمار مى‏رود.

اما از زیارت زیارتگاههاى مقدس هرگز سنگها و صخره‏ها هدف و غایت نمى‏باشند چه اگر غرض خود آنها مى‏بود همین كوهها سر به فلك كشیده‏انسان را از مشقت سفر و طى راههاى طولانى بى نیاز مى‏ساخت پس مقصود بالذات صاحب مزار است وبزرگ داشتن سنگها به جهت شرف انتساب به صاحبان آن مزارها است مانند محترم داشتن جلد قرآن كریم وسنگها و آجرهائى كه خانه كعبه ومسجد رسول خدا (صلى الله علیه و آله) وسایر اماكن مقدس از آنها ساخته شده است .

الان مى‏بینیم كه دولتها و ملتها در حفظ مقبره‏هاى شخصیتهاى بزرگ خویش مى‏كوشند وبه دور آنها هاله تقدیس مى‏كشند.

در تاریخ نوشته‏اند هنگامى كه سر مبارك حسین (علیه السلام) را به نزد یزید آوردند وى در مجلس شراب حضور داشت اتفاقا قاصدى از طرف پادشاه روم به مجلس یزید بار یافت وسر مبارك حسین (علیه السلام) را درمقابل یزید مشاهده كرد و چون دانست كه آن سر مبارك به حسین (علیه السلام) تعلق دارد عمل یزید را به شدت نكوهش نمود و گفت اى یزید داستان «كلیساى حافر» را شنیده‏اى؟ گفت چگونه است؟ رومى گفت: در پیش ما مكانى است كه گویند خر عیسى از آنجا گذر كرده است در آنجا كلیسائى بنا نهاده‏اند كه نام آن به سم خر عیسى منسوب بوده و به كنیسه حافر «سم» شهرت دارد ما هر سال به زیارت آنجا مى‏رویم و نذورات خود را به آنجا اهدا مى‏كنیم. روى این حساب اى یزید من گواهى مى‏دهم كه تو خطا كارى و از راه راست به دورى! یزید خشمگین شد و به كشتن قاصد فرمان داد رومى به سوى سر نازنین حسین (علیه السلام) رفت و آن را بوسید و شهادتین برزبان جارى كرد و سپس او را گرفتند و بر در قصر به دار كشیدند.(33)

زیارت، ارتباط روحى زائر با صاحب قبر است زائر قبر ابا عبد الله الحسین (علیه السلام) با آن حضرت تجدید بیعت مى‏نماید و لذا ائمه اطهار علیهم السلام با توصیه و ترغیب به زیارت سالار شهیدان این نهضت مقدس را براى همیشه زنده و جاوید نگه‏داشته‏اند البته زیارت همه امامان مورد تأكید است ولى روایاتى كه در ترغیب وتشویق زیارت امام حسین (علیه السلام) رسیده فوق العاده زیاد است امامان بااین توصیه‏ها در صدد آن بودند كه شیعیان پیوستگى عملى با اهداف آن بزرگوار داشته باشند. امام سجاد (علیه السلام) كه خود چندین بار مخفیانه به زیارت سالار شهیدان رفته در گفتار خویش نیز سفارش زیادى به زیارت امام حسین (علیه السلام) داشته است.

«ابو حمزه ثمالى» گوید: از امام سجاد (علیه السلام) در مورد زیارت امام حسین (علیه السلام) پرسیدم، حضرت فرمود:

«زُره كل یوم فان لم تقدر فكل جمعة فان لم تقدر فكل شهر فمن لم یزره فقد استخف بحق رسول الله (صلى الله علیه و آله)(34) «هر روز آن حضرت را زیارت كن، اگر نمى‏توانى هفته‏اى یك بار، اگر نمى‏توانى ماهى یكبار، پس كسى كه اصلا آن حضرت را زیارت نكند، درحقیقت حریم رسول الله را خفیف شمرده است».

ولى مهمتر از سوگوارى و زیارت آشنایى به مكتب امام حسین و شهداى كربلا و پیوستگى عملى به اهداف بلند آن بزرگوار است. مهم پاك بودن و پاك زیستن و درست اندیشیدن و تأسى عملى به او است.

درچهل حدیث کربلا

حدیث اول: حریم پاك.

عن النبى (ص) قال:

... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.

پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) در ضمن حدیث بلندى مى‏فرماید:

كربلا پاكترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه‏ها است و الحق كه كربلا از بساطهاى بهشت است.

بحار الانوار، ج 98، ص 115 و نیز كامل الزیارات، ص 264

 

حدیث دوم: سرزمین نجات

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله):

یقبر ابنى بأرض یقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فیها قبة الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فى الطوفان.

پیامبر خدا (ص) فرمود:

پسرم حسین در سرزمینى به خاك سپرده مى‏شود كه به آن كربلا گویند، زمین ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنانكه خدا یاران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .

كامل الزیارات، ص،269، باب 88، ح 8

 

حدیث سوم:مسلخ عشق‏

قال على (علیه السلام):

هذا... مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من كان قبلهم و لا یلحقهم من كان بعدهم.

حضرت على (علیه السلام) روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود:

اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمى‏رسند.

تهذیب، ج 6، ص،73 و بحار، ج 98، ص .116

 

حدیث چهارم: عطر عشق‏

قال على (علیه السلام)

واها لك ایتها التربة لیحشرن منك قوم یدخلون الجنة بغیر حساب‏

امیر المومنین (علیه السلام) خطاب به خاك كربلا فرمود:

چه خوشبویى اى خاك! در روز قیامت قومى از تو بپا خیزند كه بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند.

شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 4، ص 169

حدیث پنجم: ستاره سرخ محشر

قال على بن الحسین (علیه السلام):

تزهر أرض كربلا یوم القیامة كالكوكب الدرى وتنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المباركة التى تضمنت سید الشهداء و سید شباب اهل الجنة.

امام سجاد (علیه السلام) فرمود:

زمین كربلا، در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد كه من زمین مقدس خدایم، زمین پاك و مباركى كه پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است .

ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از كامل الزیارات، ص 268.

حدیث ششم: كربلا وبیت المقدس‏

قال ابوعبدالله (علیه السلام)

الغاضریة من تربة بیت المقدس.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

كربلا از خاك بیت المقدس است.

كامل الزیارات، ص 269، باب 88 ح،.7

حدیث هفتم: فرات و كربلا

قال ابو عبد الله:

اءن أرض كربلا وماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارك و تعالى...

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

سرزمین كربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند كه خداوند متعال به آنها قداست وشرافت بخشید.

بحار الانوار، ج،98، ص 109 و نیز كامل الزیارات، ص .269

حدیث هشتم: كربلا كعبه انبیاء

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

لیس نبى فى السموات و الارض و اءلا یسألون الله تبارك و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین (علیه السلام) ففوج ینزل و فوج یعرج.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هیچ پیامبرى در آسمانها و زمین نیست مگر این كه مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین (علیه السلام) مشرف شوند، چنین است كه گروهى به كربلا فرود آیند و گروهى از آنجا عروج كنند.

مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزیارات، ص 111

حدیث نهم: كربلا، مطاف فرشتگان‏

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

لیس من ملك فى السموات و الارض إلا یسألون الله تبارك و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین (علیه السلام) ففوج ینزل و فوج یعرج.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هیچ فرشته‏اى در آسمانها و زمین نیست مگر این كه مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین (علیه السلام) مشرف شود، چنین است كه همواره فوجى از فرشتگان به كربلا فرود آیند و فوجى دیگر عروج كنند و از آنجا اوج گیرند.

مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزیارات، ص 111

حدیث دهم: راه بهشت‏

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

موضع قبر الحسین (علیه السلام) ترعة من ترع الجنة.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

جایگاه قبر امام حسین (علیه السلام) درى از درهاى بهشت است.

كامل الزیارات، ص 271، باب 89، ح 1 

حدیث یازدهم:كربلا حرم امن‏

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان یتخذ مكة حرما

امام صادق (ع) فرمود:

به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پیش از آنكه مكه را حرم قرار دهد

كامل الزیارات، ص 267 بحار، ج،98، ص .110 

حدیث دوازدهم: زیارت مداوم‏

قال الصادق (علیه السلام):

زوروا كربلا و لا تقطعوه فاءن خیر أولاد الانبیاء ضمنته...

امام صادق (ع) فرمود:

كربلا را زیارت كنید و این كار را ادامه دهید، چرا كه كربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است.

كامل الزیارات، ص 269

حدیث سیزدهم: بارگاه مبارك‏

قال الصادق (علیه السلام)

«شاطى‏ء الوادى الایمن» الذى ذكره الله فى القرآن،(*) هو الفرات و «البقعة المباركة» هى كربلا.

امام صادق (ع) فرمود:

آن «ساحل وادى ایمن» كه خدا در قرآن یادكرده فرات است و با «بارگاه با بركت» نیز كربلا است.

*. قرآن مجید، سوره قصص آیه 30

بحار الانوار، ج 57، ص 203؛ به نقل از تهذیب‏

حدیث چهاردهم: شوق زیارت‏

قال الامام باقر (علیه السلام):

لو یعلم الناس ما فى زیارة قبر الحسین (علیه السلام) من الفضل، لماتوا شوقا

امام باقر (علیه السلام) فرمود:

اگر مردم مى‏دانستند كه چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین (علیه السلام) است از شوق زیارت مى‏مردند.

ثواب الاعمال، ص 319؛ به نقل از كامل الزیارات.

حدیث پانزدهم: حج مقبول و ممتاز

قال ابوجعفر (علیه السلام):

زیارة قبر رسول الله صلى الله علیه و آله و زیارة قبور الشهداء، و زیارة قبر الحسین بن على علیهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله علیه و آله.

امام باقر علیه السلام فرمودند:

زیارت قبر رسول خدا «ص» و زیارت مزار شهیدان، و زیارت مرقد امام حسین علیه السلام معادل است با حج مقبولى كه همراه رسول خدا «ص» بجا آورده شود

مستدرك الوسائل، ج 1 ص، 266 و نیزكامل الزیارات، ص 156

حدیث شانزدهم: تولدى تازه‏

عن حمران قال: زرت قبر الحسین (علیه السلام) فلما قدمت جاءنى ابو جعفر محمد بن على (علیه السلام).... فقال (علیه السلام)

ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) یرید الله بذلك وصلة نبیة حرج من ذنوبه كیوم ولدته امه.

حمران مى‏گوید هنگامى كه از سفر زیارت امام حسین (ع) برگشتم، امام باقر (علیه السلام) به دیدارم آمد و فرمود:

اى حمران! به تو مژده مى‏دهم كه هر كس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت كند مرادش از این كار رضایت خدا و تقرب به پیامبر (ص) باشد، از گناهانش بیرون مى‏آید چون روزى كه مادرش او را زاد.

امالى شیخ طوسى، ج 2، ص 28، چاپ نجف بحار، ج 98، ص 20

حدیث هفدهم: زیارت مظلوم‏

عن ابى جعفر و ابى عبد الله (علیهما السلام) یقولان:

من احب أن یكون مسكنه و مأواه الجنة، فلا یدع زیارة المظلوم.

از امام باقر و امام صادق (ع) نقل شده كه فرمودند:

هر كس كه مى‏خواهد مسكن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم (علیه السلام) را ترك نكند.

مستدرك الوسائل، ج 10، ص .253

حدیث هجدهم: شهادت و زیارت‏

قال الامام الصادق (علیه السلام):

زوروا قبر الحسین (علیه السلام) و لا تجفوه فاءنه سید شباب أهل الجنة من الخلق وسید شباب الشهداء

امام صادق (ع) فرمود:

مرقد امام حسین (علیه السلام) را زیارت كنید و با ترك زیارتش به او ستم نورزید چرا كه او سید جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهید است.

مستدرك الوسائل ج 10 ص 256 و كامل ، ص 109

حدیث نوزدهم: زیارت،بهترین كار

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

زیارة قبر الحسین بن على علیهما السلام من أفضل ما یكون من الأعمال.

امام صادق (ع) فرمود:

زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) از بهترین كارهاست كه مى‏تواندانجام یابد.

مستدرك الوسائل، ج 10، ص .311

حدیث بیستم: سفره‏هاى نور

قال الامام الصادق (علیه السلام)

من سره ان یكون على موائد النور یوم القیامة فلیكن من زوار الحسین بن على (علیهما السلام)

امام صادق (ع) فرمود:

هر كس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین (علیه السلام) باشد.

وسائل الشیعه، ج 10، ص 330، بحار الانوار، ج 98، ص 72.

حدیث بیست ویكم: شرط شرافت‏

قال الصادق (علیه السلام)

من اراد ان یكون فى جوار نبیه و جوار على و فاطمه فلا یدع زیارة الحسین علیهم السلام .

امام صادق (ع) فرمود:

كسى كه مى‏خواهد در همسایگى پیامبر (ص) ودر كنار على (ع) و فاطمه (س) باشد زیارت امام حسین (ع) را ترك نكند.

وسائل الشیعه، ج 10 ص 331، ح 39

حدیث بیست ودوم: زیارت، فریضه الهى‏

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

لو ان احد كم حج دهره ثم لم یزر الحسین بن على (علیه السلام) لكان تاركا حقا من حقوق رسول الله «ص» لان حق الحسین فریضة من الله تعلى واجبه على كل مسلم.

امام صادق (ع) فرمود:

اگر یكى از شما تمام عمرش را احرام حج ببندد اما امام حسین (علیه السلام) را زیارت نكند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترك كرده است چرا كه حق حسین (ع) فریضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است.

وسائل الشیعه، ج 10، ص 333

حدیث بیت وسوم: كربلا كعبه كمال‏

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

من لم یأت قبر الحسین (علیه السلام) حتى یموت كان منتقص الاءیمان منتقص الدین، اءن ادخل الجنة كان دون المؤمنین فیها.

امام صادق (ع) فرمود:

هر كس به زیارت قبر امام حسین (ع) نرود تا بمیرد ایمانش نا تمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم كه برود پایین تر از مومنان در آنجا خواهد بود.

وسائل الشیعه، ج 10 ص 335

حدیث بیست و چهارم: از زیارت تا شهادت‏

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

لا تدع زیارة الحسین بن على علیهما السلام و مر أصحابك بذلك یمد الله فى عمرك و یزید فى رزقك و یحییك‏ء الله سعیدا و لا تموت الا شهیدا.

امام صادق (ع) فرمود:

زیارت امام حسین علیه السلام را ترك نكن وبه دوستان و یارانت نیز همین را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زیاد كند و خدا تورا با سعادت زنده دارد و نمیرى مگر شهید.

وسائل الشیعه، چ 10 ص،335

حدیث بیست و پنجم: حدیث محبت‏

عن ابى عبد الله قال:

من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین (علیه السلام) وزیارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسین (علیه السلام) و بغض زیارته.

امام صادق (ع) فرمود:

هر كس كه خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كینه وخشم حسین (ع) و خشم زیارتش را در دل او مى‏اندازد.

وسائل الشیعه، ج 10 ص 388، بحار الانوار، ج 98، ص 76

حدیث بیست وششم: نشان شیعه بودن‏

قال الصادق (علیه السلام)

من لم یأت قبر الحسین (علیه السلام) و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة و ان كان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

كسى كه به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال كند كه شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست واگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود.

كامل الزیارات، ص 193، بحار الانوار، ج 98 ص 4

حدیث بیست و هفتم: سكوى معراج‏

قال الصادق (علیه السلام)

من اتى قبر الحسین (علیه السلام) عارفا بحقة كتبه الله عزوجل فى اعلى علیین‏

امام صادق (ع) فرمود:

هر كس كه به زیارت قبر حسین (علیه السلام) نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترین درجه عالى مقامان ثبت مى‏كند.

من لا یحضره الفقیه، ج 2 ، 581

حدیث بیست هشتم: مكتب معرفت‏

قال ابو الحسن موسى بن جعفر(علیه السلام)

أدنى ما یثاب به زائر ابى عبد الله (علیه السلام) بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولایته ان یغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز.

حضرت امام موسى كاظم (علیه السلام) فرمود:

كمترین ثوابى كه به زائر امام حسین (علیه السلام) در كرانه فرات داده مى‏شود این است كه تمام گناهان مقدم و موخرش بخشوده مى‏شود. بشرط این كه حق و حرمت ولایت آن حضرت را شناخته باشد.

مستدرك الوسائل، ج 10 ص 236، به نقل از كامل الزیارات، ص 138

حدیث بیست ونهم: همچون زیارت خدا

قال الامام رضا (علیه السلام)

من زار قبر الحسین (ع) بشط الفرات كان كمن زار الله‏

امام رضا (علیه السلام) فرمود:

كسى كه قبر امام حسین (علیه السلام) را در كرانه فرات زیارت كند، مثل كسى

است كه خدا را زیارت كرده است.

مستدرك الوسائل، ج 10، ص 250؛ به نقل از كامل‏

حدیث سى ام: زیارت عاشورا

قال الصادق (علیه السلام)

من زار الحسین (علیه السلام) یوم عاشورا وجبت له الجنة

امام صادق (ع) فرمود:

هر كس كه امام حسین (علیه السلام) را در روز عاشوار زیارت كند بهشت بر او واجب مى‏شود .

اقبال الاعمال، ص 568

حدیث سى ویكم: بالاتر از روسپیدى‏

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

من باب عند قبر الحسین (علیه السلام) لیلة عاشورا لقى الله یوم القیامة ملطخا بدمه كأنما قتل معه فى عرصه كربلا

امام صادق (ع) فرمود:

كسى كه شب عاشورا دركنار مرقد امام حسین (علیه السلام) سحر كند روز قیامت در حالى به پیشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در میدان كربلا و دركنار امام حسین علیه السلام كشته شده باشد.

وسائل الشیعه، ج 10، ص 372

حدیث سى دوم: نشانه‏هاى ایمان‏

قال ابو محمد الحسن العسكرى (علیه السلام)

علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین، و زیارة الاربعین، و التختم فى الیمین، و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم.

امام حسن عسكرى (علیه السلام) فرمود:

نشانه‏هاى مؤمن پنج چیز است: 1 ـ نمازهاى پنجاهگانه (*) 2 ـ زیارت اربعین 3 ـ انگشتر به دست راست كردن 4 ـ بر خاك سجده كردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.

وسائل الشیعه، ج 10 ص 373 و نیز التهذیب، ج 6 ص 52

حدیث سى و سوم: رواق منظر یار

قال رسول الله (ص)

الا و ان الإجابة تحت قبته و الشفاء فى تربته، و الائمة (علیهم السلام) من ولده‏

پیامبر خدا(ص) فرمود:

بدانید كه اجابت دعا، زیر گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان (علیه السلام) از فرزندان اوست‏

مستدرك الوسائل، ج 10 ص 335

حدیث سى و چهارم: تربت و تربیت‏

قال الصادق (علیه السلام)

حنكوا اولادكم بتربة الحسین (ع) فإنها امان‏

امام صادق (ع) فرمود:

كام كودكانتان را با تربت حسین (ع) بردارید چرا كه خاك كربلا فرزندانتان را بیمه مى‏كند .

وسائل الشیعه، ج 10 ص 410

حدیث سى و پنجم: بزرگترین دارو

قال ابو عبدالله (علیه السلام):

فى طین قبر الحسین (علیه السلام) الشفاء من كل داء و هو الدواء الاكبر

امام صادق (ع) فرمود:

شفاى هر دردى در تربت قبر حسین (علیه السلام) است و همان است كه بزرگترین داروست.

كامل الزیارات، ص 275 و وسائل الشیعه، ج 10، ص 410

حدیث سى و ششم: تربت و هفت حجاب‏

قال الصادق (علیه السلام)

السجود على تربة الحسین (علیه السلام) یخرق الحجب السبع.

امام صادق (ع) فرمود:

سجده بر تربت حسین (علیه السلام) حجابهاى هفتگانه را پاره مى‏كند.

مصباح التمهجد، ص 511، و بحار الانوار، ج 98، ص 135

حدیث سى و هفتم، سجده بر تربت عشق‏

كان الصادق (ع) لا یسجد الا على تربة الحسین (ع) تذللا لله و إسكتانة الیه.

رسم حضرت امام صادق (ع) چنین بودكه:

جز بر تربت حسین (ع) به خاك دیگرى سجده نمى‏كرد و این كار را از سر خشوع و

خضوع براى خدا مى‏كرد.

وسائل الشیعه، ج 3، ص .608

حدیث سى و هشتم: تسبیح تربت.

قال الصادق (ع)

السجود على طین قبر الحسین (ع) ینور الى الارض السابعة و من كان معه سبحة من طین قبر الحسین (ع) كتب مسبحا و ان لم یسبح بها...

امام صادق (ع) فرمود:

سجده بر تربت قبر حسین (ع) تا زمین هفتم را نور باران مى‏كند و كسى كه تسبیحى از خاك مرقد حسین (ع) را با خود داشته باشد، تسبیح گوى حق محسوب مى‏شود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید.

من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 268

وسائل الشیعه، ج 3 ص 608

حدیث سى و نهم‏:تربت شفا بخش‏

عن موسى بن جعفر (علیه السلام) قال:

و لا تأخذوا من تربتى شیئا لتبركوا به فأن كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسین بن على علیهما السلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا.

حضرت امام كاظم (ع) در ضمن حدیثى كه از رحلت خویش خبرى مى‏داد فرمود:

چیزى از خاك قبر من برندارید تا به آن تبرك جویید چراكه خودرن هر خاكى جز تربت جدم حسین (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است.

جامع الاحادیث الشیعه، ج 12، ص .533

حدیث چهلم: یكى از چهار نیاز

قال الامام موسى الكاظم (ع)

لا تستغنى شیعتنا عن أربع: خمرة یصلى علیها و خاتم یتختم به و سواك یستاك به و سبحة من طین قبر أبى عبد الله علیه السلام...

حضرت امام موسى بن جعفر (علیه السلام) فرمود:

پیروان ما از چهار چیز بى‏نیاز نیستند:

1 ـ سجاده‏اى كه بر روى آن نماز خوانده شود. 2 ـ انگشترى كه در انگشت باشد.

3 ـ مسواكى كه با آن دندانها را مسواك كنند. 4 ـ تسبیحى از خاك مرقد

امام حسین (ع) ....

تهذیب الاحكام، ج 6، ص 75

چهل حدیث كربلا

محمد صحتى سردرودى‏

سهایى از مكتب اسلام صفحه

طراحی پوسته منامن از :   ایران نقش

Copyright © 1997-
تمام حقوق سایت متعلق به منامن : سایت منامنwww.manaman.ir - حسینه یرلر آقلار گویلر أقلار ...نویسنده التماس یوسفی منامن _(2) می باشد